از خودم می پرسم: هنوز تمام نشده؟ - تاریخ: 1395/9/19 ساعت: 7:55
نشسته ام پلن فاک را دوباره بررسی کرده ام. تقریبا برای بدترین حالت ممکن بد نشده. پشه ای روی دستم سعی می کند چند دهم میلی از خونم بمکد. می گذارم بمکد.اگر باز هم سعی کنند اذیتش کنند باید چه کار کنم؟ برخوردی قاطع تر و برنده تر؟  شاید درگیر شوم. نگهبان قطعا  باز هم سعی خواهد کرد اینگونه نگاهم کند. یک ایر...
بیا در مورد پراگرسیو راک توضیح بده - تاریخ: 1395/9/19 ساعت: 7:55
بشاش روی این قسمت برنامه. هیچ توضیح خاصی هم ندارد. یک نوای آشنا که حدودا حال و روز چند سرخپوست را سوار بر اسب نشان می دهد. عرق روی پیشانی و آفتاب سوختگی. روی گونه ها و پیشانی. یک نقاشی قدیمی روی سنگ. با رنگ های قرمز و زرد. بوی سوختن کاه و زن. بچه های چند ماهه. مرده زیر پستان زن. خفه گی. آفتاب سوختگی...
مراکش... - تاریخ: 1395/9/19 ساعت: 7:55
خوابم نمی برد. تلفن زنگ می خورد. آب به جوش می آید. بچه همسایه بازی می کند. موتور از خیابان رد می شود. یکی بوق می زند. درام می زند. توی سرم. یک نقطه ی قرمز می آید پشت پلکم. وسیع تر می شود. همه ی چشمم را می گیرد. بعد سیاه می شود. باد زوزه می کشد. مرتضی خر و پف می کند. مازیار جلق می زند. زن جیغ می کشد....
تام ویتز از اهدای نوبل ادبیات به باب دیلن احساس خرسندی کرد! - تاریخ: 1395/9/19 ساعت: 7:54
هنوز هم اگر اتوبوس بایستد دنبالت خواهم آمد و صدایت خواهم کرد. هرچند دور. هرچند ساخته ی ذهنم باشد. و ذهنم اگر یاری کند غروب یکی از همین روزهای سرخ و زرد از پله های کتابفروشی پایین می آیم و رد بویت را تا ابتدا یا انتهای خیابان نمی دانم چه دنبال می کنم و به پلک هایت می رسم که آن روز نمی خواستی ببندی شا...
همیشه ردبول تلاش زیادی می کند و مرسدس قهرمان می شود - تاریخ: 1395/9/19 ساعت: 7:54
کلاهم رو می ذارم سرم و می رم روی استیج. یه جنده مشتش  و با یه ریتم خاص می کوبه توی صورتم. خوب نشونه گیری کرده. منم چشمای تارم رو تیز می کنم و نشونه می گیرم تو چشمای تارش و تف می کنم. می خوره به هدف. وقت نمایشه. یه دعوای درست حسابی با دوست پسر پیرش. تن لشش رو به زور می رسونه رو استیج. باید بگم دقت مل...

برچسب‌های مرتبط

اميرعلي به نام خط و نشون | از خودم میترسم | از خودم می پرسم | از خودم بدم میاد | بیام در مورد شب یلدا | مراکش کجاست | مراکش ویزا | مراکش تور |